کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 اسفند ماه ، 1388
 
 
وب سایت دانشجویان دانشگاه پیام نور تبریز: تالار گفتمان

 
تالار گفتمان دانشجويان دانشگاه پيام نور تبريز :: نمايش موضوعات - سخنان دكتر شريعتي...

 سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمانسوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان   جستجوجستجو   ليست كاربرانليست كاربران   گروههاي كاربريگروههاي كاربري   مشخصاتمشخصات   

ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصيورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي  
ورود به سيستمورود به سيستم  
سخنان دكتر شريعتي...
رفتن به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4, 5
 
ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر  تالار گفتمان دانشجويان دانشگاه پيام نور تبريز صفحه اول انجمن -> دکتر علی شریعتی
نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
goonash
نباشه نمی شه
نباشه نمی شه

وضعیت: آفلاين
15 شهريور ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 417
امتياز: 14610
تشکر کرده: 37
تشکر شده 21 بار در 19 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388 10:29:33    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

خدایا رحمتی کن تا ایمان نان ونام برایم نیاورد قوتم بخش تا نانم و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
_________________
خدایا ما را از شور به شعور برسان...
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
Ali
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعیت: آفلاين
2 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 664
امتياز: 52911
تشکر کرده: 53
تشکر شده 79 بار در 49 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388 11:54:00    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

خدایا عقیده ام را از دست عقده ام مصون بدار
_________________
مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟ پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

خدایا:عقیده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار.

علی شریعتی
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب
monir
دیگه آخر سایته!!
دیگه آخر سایته!!

وضعیت: آفلاين
5 مرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 586
امتياز: 57619
تشکر کرده: 53
تشکر شده 16 بار در 16 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388 12:36:11    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

من با عشق آشنا شدم و چه كسي اين چنين آشنا شده است؟؟
هنگامي دستم را دراز كردم كه دستي نبود.
هنگامي لب به زمزمه گشودم كه مخاطبي نداشتم.
هنگامي تشنه ي آتش شدم كه در برابرم دريا بود و دريا و دريا...

_________________
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،آدمی را همواره در پی گم شده اش،ملتهبانه به هر سو می کشاند!
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
samadi
دیگه آخر سایته!!
دیگه آخر سایته!!

وضعیت: آفلاين
22 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 667
امتياز: 22031
تشکر کرده: 58
تشکر شده 221 بار در 115 پست

محل سكونت: هر جا که اوست...!

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 11 بهمن ماه ، 1388 13:48:04    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند، پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه می شود؛ دوست داشتن کسی که لایق آن نیست، اسراف محبت است!!!
_________________
به پایان رسیدیم ، نکردیم آغاز
فرو ریخت پر ها ، نکردیم پرواز
ببخشای ای روشن عشق، ببخشای بر ما...!
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
mania
تازه کار
تازه کار

وضعیت: آفلاين
20 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 16
امتياز: 913
تشکر کرده: 4
تشکر شده 0 بار در 0 پست

محل سكونت: Sin Sity

ارسالارسال شده در: دوشنبه، 12 بهمن ماه ، 1388 12:52:51    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

((ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم)) يعني همين آدم اگر خودش,آن ذات انساني اش تغيير كند,سرنوشت خودش را و سرنوشت تاريخش را تغيير مي دهد. اين, ربطي به اندام و پول و مقام ندارد و مال انسان بودن خويشتن است.
_________________
Live Your Life Freely
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
monir
دیگه آخر سایته!!
دیگه آخر سایته!!

وضعیت: آفلاين
5 مرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 586
امتياز: 57619
تشکر کرده: 53
تشکر شده 16 بار در 16 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388 23:02:42    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

به سه چيز تكيه نكن:غرور.دروغ و عشق!
آدمي با غرور ميتازد.با دروغ ميبازد و با عشق ميميرد.

_________________
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،آدمی را همواره در پی گم شده اش،ملتهبانه به هر سو می کشاند!
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
samadi
دیگه آخر سایته!!
دیگه آخر سایته!!

وضعیت: آفلاين
22 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 667
امتياز: 22031
تشکر کرده: 58
تشکر شده 221 بار در 115 پست

محل سكونت: هر جا که اوست...!

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388 23:07:48    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا، به این امید دم میزنم که با هر نفسی، گامی به تو نزدیک تر می شوم؛ این زندگی من است....!
_________________
به پایان رسیدیم ، نکردیم آغاز
فرو ریخت پر ها ، نکردیم پرواز
ببخشای ای روشن عشق، ببخشای بر ما...!
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
monir
دیگه آخر سایته!!
دیگه آخر سایته!!

وضعیت: آفلاين
5 مرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 586
امتياز: 57619
تشکر کرده: 53
تشکر شده 16 بار در 16 پست


ارسالارسال شده در: سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388 23:10:18    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

حرفهايي هست براي گفتن كه اگر گوشي نبود نمي گوييم.
و حرفهايي هست براي نگفتن!حرفهايي كه هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمي آورند.
و سرمايه ي هركسي به اندازه حرفهايي كه براي نگفتن دارد.

_________________
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،آدمی را همواره در پی گم شده اش،ملتهبانه به هر سو می کشاند!
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
samadi
دیگه آخر سایته!!
دیگه آخر سایته!!

وضعیت: آفلاين
22 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 667
امتياز: 22031
تشکر کرده: 58
تشکر شده 221 بار در 115 پست

محل سكونت: هر جا که اوست...!

ارسالارسال شده در: سه شنبه، 13 بهمن ماه ، 1388 23:35:40    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

به هر حال ،« بهشت گمشده » ی من پیدا می شد و من غرق در این امید که باز می توانم به تنهایی رو کنم و به این معبد زیبا و گرم و استواری که فضایش از حرارت انس و صمیمیت و عصمت می لرزد، پناه آورم و، از سرمای بیرون و دیدار چهره های زمستان زده ی بی درد، خود را در آغوش با«خویشتن بودن» پنهان کنم، چنان نیرو و امید گرفته بودم که می دانستم رنج« بودن» را و فشار طاقت فرسای «زیستن» را خواهم توانست تحمل کنم. تو نمی دانی که زنده ماندن دردناک ترین حادثه است؟؟
چه نابینا یانند آنها که این شهر را شلوغ می بینند!! و چه ساده لوح که از جمعیت سخن می گویند!!
سر شماری می کنند و بعد شماره ی عجیبی را از نفوس اعلام می کنند و باور هم دارند؛ درست هم هست، منتها صفرها را بیهوده حساب می آورند؛ صفر صفر است، هر کجا که قرار گیرد. کو جمعیت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چگونه از این همه خالی بودن(!)، از این همه بی کسی، از این همه خلوت، به وحشت نمی افتند؟؟؟ کو کسی؟

بخشی از" نامه ای به دوست"

_________________
به پایان رسیدیم ، نکردیم آغاز
فرو ریخت پر ها ، نکردیم پرواز
ببخشای ای روشن عشق، ببخشای بر ما...!
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
parvaneh
دیگه آخر سایته!!
دیگه آخر سایته!!

وضعیت: آفلاين
8 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 989
امتياز: 78332
تشکر کرده: 62
تشکر شده 100 بار در 85 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388 20:45:41    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

خدايا!
از عشق امروزمان براي فرداهايي كه فراموش ميكنيم عاشق بوده ايم،قدري كنار بگذار...
به قدر يك مشت...به قدر يك لبخند...
تا فراموش نكنيم عاشق بوده ايم...
تا عاشق بمانيم و ...عاشق بميريم...!

_________________
آري! آغاز دوست داشتن است،گرچه پايان راه ناپيداست من به پايان نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست...
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
samadi
دیگه آخر سایته!!
دیگه آخر سایته!!

وضعیت: آفلاين
22 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 667
امتياز: 22031
تشکر کرده: 58
تشکر شده 221 بار در 115 پست

محل سكونت: هر جا که اوست...!

ارسالارسال شده در: يكشنبه، 18 بهمن ماه ، 1388 21:00:53    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

چه خوشبخت است ان که کسی را دوست می دارد، عشق می ورزد. او بر روی این زمین، در میان این کوچه و بازار و انبوه سایه هایی که چون اشباح خیالی می گذرند، یکی را می بیند. احساس می کند که در میان این خلوت خالی، یکی وجود دارد. هر جا او نیست، کسی نیست؛ هیچ کس را نمی بیند، تنهایی است و خلوت و تعطیل! هر جا او هست، شلوغ و بیا و برو. در این کویر خلوت، سایه ی دهی و صدای پای آدمیزادی را می بیند و می شنود.
اما من که احساس می کنم زمین متروک شده است و شهر خلوت و خانه ها خالی! که بتم را آشوریان در آن فاجعه ی شوم ربودند و بتخانه ام را ویران ساختند، به وحشت افتاده ام ، از هراس این خلوت سرد، این غربت ساکت می گریزم. تنهایی مرا به ستوه آورده است. به خود پناه می برم!! همان خود خود که اکنون سر زده است، کشف کرده ام و، با چهره ای راستین و صمیمی، آن را در کنار خویش می بینم؛ چقدر با من مانوس و آشناست. خودم است!

_________________
به پایان رسیدیم ، نکردیم آغاز
فرو ریخت پر ها ، نکردیم پرواز
ببخشای ای روشن عشق، ببخشای بر ما...!
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
کاربرانی که برای این ارسال از samadi تشکر کرده اند parizad
samadi
دیگه آخر سایته!!
دیگه آخر سایته!!

وضعیت: آفلاين
22 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 667
امتياز: 22031
تشکر کرده: 58
تشکر شده 221 بار در 115 پست

محل سكونت: هر جا که اوست...!

ارسالارسال شده در: شنبه، 8 اسفند ماه ، 1388 22:46:11    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

پروردگارم ،مهربان من
از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگ عزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...
در هراس دم می زنم
در بی قراری زندگی می کنم
و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است
من در این بهشت ،
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.
"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"
"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"
دردم ، درد "بی کسی" بود
« دکتر علی شریعتی»

_________________
به پایان رسیدیم ، نکردیم آغاز
فرو ریخت پر ها ، نکردیم پرواز
ببخشای ای روشن عشق، ببخشای بر ما...!
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   تالار گفتمان دانشجويان دانشگاه پيام نور تبريز صفحه اول انجمن -> دکتر علی شریعتی

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
رفتن به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4, 5
صفحه 5 از 5
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 



Powered by phpBB & Farsi Project By PHPNuke.ir  
Forum style designed by PixelSlot  

صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما


این ویسایت مربوط به دانشجویان دانشگاه پیام نور تبریز بوده و وبسایت رسمی دانشگاه پیام نور تبریز نمی باشد.

مسئولیت مطالب ارسال شده توسط کاربران به عهده خود ایشان می باشد و لزوماً نظر و یا مطلب مسئولین سایت نمی باشد.
  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

www.mashhadteam.ir